قرآن و عترت

دریچه مسلمانی = مفاهیم و معارف اسلامی ، اتصال به قرآن و اهل بیت

قرآن و عترت

دریچه مسلمانی = مفاهیم و معارف اسلامی ، اتصال به قرآن و اهل بیت

کد آهنگ

قرآن و عترت

من مسلمانم و عاشق امام زمان هستم و این وبلاگ رو بعنوان یک اقـدام در جهت انتظار عملی امام زمان (عج) طراحی کردم و سعی می کنم به اندازه توان خودم تلاش کنم . اینم بگم که دعای کمیل رو خیلی دوست دارم . سعی می کنم تا بتونم دنبال تفسیر قرآن و جلسات تفسیر باشم .
سه خصوصیت دارم .
اول : حاضر نیستم به خاطر آبادی دنیای خودم ، دنیای دیگران رو خراب کنم .
دوم : حاضر نیستم آخرت خودم را بخاطر دنیای دیگران خراب کنم.
سوم : حاضرم به خاطر آباد کردن آخرت دیگران حتی دنیای خودم خراب بشه .

ضمنا اکثر مطالب وبلاگ ، تماما نوشته خودمه . می دونم سلیقه ها متفاوته اما امیدوارم مطالب نوشته شده جوری باشه که تفسیر درستی از مفاهیم دینی انجام داده باشم هر مطلب هم که از جای دیگه ای هست منبعش نوشته شده .

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
ذكر ايام هفته
ذکر روزهای هفته
ايام هفته
تاریخ روز
اوقات شرعي
اوقات شرعی
دعاي فرج
دعای فرج
همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
تدبر در قرآن
آیه قرآن
وصيتنامه شهدا
وصیت شهدا
ساعت
ساعت فلش مذهبی

۱۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

دقت کردید همه تبلیغات شده صحبت از جایزه و قرعه کشی و کمک هزینه خرید خانه و ماشین و جوایز میلیونی . قبلا فقط بانکها چنین تبلیغاتی داشتند اما حالا که حتی برای تبلیغ خمیردندان و ماکارانی و خوراکی ها هم جایزه های بزرگ مثل خانه و ماشین رو تبلیغ می کنن . شاید توی تجارت این تعیین جایزه و تبلیغ برای اون یکی از راههای موثر برای فروش بیشتر باشه ٬ اما اینکه بعضی افراد اینقدر دل به این جایزه های بانکها و تبلیغات بقیه شرکتها بستند خیلی دردناکه . میگن ( آرزوهای دراز و دور از دسترس دل آدم را می میراند ) . نمی گم بانکها یا شرکتهای دیگه که برای محصولاتشون جایزه گذاشتن و تبلیغ می کنن ٬ مقصرند اما توی جامعه افرادی هستند و خودم هم مشاهده کردم که با چه امید و اشتیاقی منتظر نتایج قرعه کشی ها هستن و آرزوهاشون رو بر اساس برنده شدن تو این قرعه کشی ها می بندند . این خودش باعث می شه که اونها یواش یواش بعد از نا امید شدن در برنده شدن ، دل مرده بشن و شاید هم امید داشتن به چنین جوایزی ٬ انگیزه اونها را برای کار کردن و بدست آوردن پول و درآمد از راههای درست ـ نه یک شبه پولدار شدن از طریق برنده شدن تو قرعه کشی ها - از بین ببره . خلاصه اینکه جدیدا سلامتی رو هم باید به نیت جایزه حفظ کنیم چون خمیردندون هم که می خوایم بخریم تا دندونامون رو سالم نگه داریم باید مارکی رو بخریم که جایزه ماشین و خونه قرعه کشی می کنه . شوخی کردم ولی سعی کنید تو زندگی آرزوهای دراز و دور از دسترس نداشته باشین و واقعیتها رو ببینین و به فکر درآمدی باشین که از بازوی خودتون به دست بیاد .

  • مهدی جعفری زاده

بزرگداشت آزادگان

هر کس از سالروز تولدش یک تصویری داره شاید اکثرا یاد جشن تولد و تصویر کیک و هدیه بیفتند اما من روز تولدم رو با عکس زیر شناختم . روز تولدم رو با نامهای صابران ، پرستوهای عاشق و آزادگان می شناسم . آخه روز تولد من 26 مرداده . همون روزی که به خاطر ورود اولین گروه آزادگان به وطن به عنوان روز آزادگان نام گرفت . آزادگان همون مردهایی که ما اونها رو تو فیلمها با لباسهای زرد و نوشته pw می شناسیم . همون مردهایی که با مردی و استقامت به قول امام موجب عزت اسلام و مسلمین گشتند . همون صابرانی که به قول مقام معظم رهبری سالهای مجاهدت خاموش اونها ، ‌تاریخ پرشکوه ماست . همون پرستوهایی که ملائکه اله اونها رو فراموش نمی کنند . همون آزاد مردایی که نه تنها اطاعت ولی فقیه رو انجام دادند و راهی جهاد اصغر شدند بلکه رنج اسارت رو هم کشیدند و با نفس خودشون مبارزه و سختی رو تحمل کردند تا عزت اسلام و ایران خدشه دار نشه و در جهاداکبر هم سربلند بیرون شدند .

آری در روز 26 مرداد 1369 ، میهن اسلامی شاهد حضور عزیزانی بود که پس از سال‌ها اسارت در زندان‌های مخوف رژیم بعثی صدام ، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود می‌گذاشتند. این روز یکی از خاطره‌انگیز‌ترین روزهای تاریخ انقلاب اسلامی است که شاهد حضور و آزادی مردانی بود که در راه عهد و پیمانی که با خدا بسته بودند ، مجاهدت و استقامت ورزیدند و آنها توانستند در سال‌های زجر و شکنجه ، با وجود درد و بیماری جسمی ، روح و روان خود را حفظ کنند و تقوا و مردانگی خود را مضاعف نمایند تا در بازگشت به ایران اسلامی در صحنه‌های مختلف اجتماعی ، سرمشق و نمونه‌ای برای صلابت و استقامت مردان و زنان ایران اسلامی باشند.

اسراى سرافراز ایرانى از چند نقطه مرزى با تشریفات وارد کشور شدند و نخستین واکنش آنان ، بوسه بر خاک ایران و ریختن اشک شوق بود . زیارت مرقد مطهر حضرت امام خمینى(ره) و هم‏چنین بیعت با جانشین خلف وى حضرت امام خامنه ‏اى، از نخستین برنامه ‏ها و اقدامات مشترک آزادگان سرافراز ایرانى بود.  در این روز ، شکیبایى مادران ، پدران ، همسران و فرزندان این آزادمردان به ‏بار نشست و سال‏هاى نگرانى و شوق دیدار به پایان رسید و وعده الهى تحقق یافت: ((و بشر الصابرین))

اما چیزی که در تمام خاطرات آ‍زادگان و در تمام گفته هایشان نمود پیدا کرد عشق آنها به امام راحل و عظیم الشان بود که به قول خیلی از آزاده ها آن چیزی که دوران اسارت را برای آنها قابل تحمل می کرد عشق به امام بود . و اینکه اسرا در زندانهای رژیم بعث همیشه به یاد امام بودند چیزی نیست که احتیاج به تاکید داشته باشد اما خیلی سوزآور است آزاده ها به وطن بازگشتند و امام را ندیدند . اما از آنجا که امام از ارادت قلبی اسرا نسبت به خودش باخبر بود برای ایشان پیام گذاشت تا التیامی باشد برای قلب سوخته آنها . ((اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم، سلام مرا به آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود))

آزادگان

  • مهدی جعفری زاده

قسمت بیست و سوم : سیلی لطف یا لطف ویران کننده

موضوع اینه که بعضی وقتها تربیت درست ، لطف و مهربونی بیش از حد نیست بلکه شاید اتفاقا تنبیه و اخم برای تربیت خیلی واجب تر باشه . خیلی از افراد رو می شناسم که در محیطی بزرگ شدند که پدر و مادرشون بیش از حد بهشون توجه کردند و مهربونی بیش از حد به خرج دادند و اتفاقا در اون خانواده ها فرزندهایی تربیت شدند که از خود راضی و خودخواه و در تعارض دائمی با دیگران هستند . نمی خوام براتون مطلب رو کش بدم حتما خودتون با دیدن افراد متوجه این موضوع شدید فقط اینو بدونید اگه یه روزی پدر یا مادر شدید بچه تون رو درست تربیت کنید . مثل اون پدری باشید که دخترش رو بارها سیلی زده و بارها به دخترش اخم کرده اما حالا که دخترش عروس شده ، دامادش هر روز می یاد و دست پدر زنش رو می بوسه و میگه آفرین به این دختری که تربیت کردین و داماد و دخترش زندگی آرومی دارن نه مثل اون پدری که اونقدر به حرف دخترش بوده و بهش لطف و مهربونی زیادی کرده بدون توجه به مبانی تربیت صحیح و حالا دامادش هر روز وسط دعوا با دختر این پدر می گه خاک بر سر پدرت که تو رو تربیت درست و حسابی نکرده و حالا زندگی آروم رو توی خوابشون هم نمی بینن . انتخاب با خودتونه سیلی لطف (که بعدش سعادت و آرامش و دعای خیر پشت سرتونه) یا لطف ویران کننده (که نفرین و تلخی زندگی رو به همراه داره) .البته منظورم این نیست که فرزندتون رو تنبیه کنید بلکه باید تربیت صحیح رو مد نظر قرار داد . هر کار اشتباهی تنبیه و هر کار درست تشویق رو بدنبال داشته باشه و اون چیزی که توی این دوره زمونه می تونه آرامش زندگی فرزندامون در آینده رو تضمین کنه یاد دادن قناعت و همچنین درستکاری به بچه هامونه .

  • مهدی جعفری زاده


پروانگی

  • مهدی جعفری زاده

لباس

آیت اله مکارم شیرازی : متأسفانه بر اثر غلبه فرهنگ غرب جامعه ما در لباس پوشیدن دچار مشکلات بسیاری شده است، برخی از لباس ها تصاویر نامناسبی دارد و یا خطوط لاتین در آن وجود دارد که نشان تهاجم فرهنگ بیگانه است و پوشیدن این لباس ها در شأن جوانان عزیز ما نیست ... از سوی دیگر بعضی از لباس ها نیز رنگ های ناجور و زننده ای دارند و لباس های رنگ باخته و احیاناً پاره که در میان بعضی معمول شده یکی دیگر از انحرافات فرهنگی پوشش اسلامی است؛ آموزه های دینی و آیات قرآن تأکید دارند که لباس نشانه شخصیت است، اما این وضعی که مشاهده می شود نشانه غلبه فرهنگ مبتذل غرب است. ..برخی از لباس ها نیز به قدری تنگ است که فردی که آن را پوشیده قادر نیست به راحتی بنشیند، اینها لباس نیست، بلکه نوعی زندان است ...برخی از لباس ها نیز به گونه ای است که به صورت کامل بدن انسان را نمی پوشاند و مثلا هنگامی که در مجلسی برای پذیرایی از مهمان کمی خم می شود بخش زیادی از بدن آنها نمایان می گردد و اسباب سخریه حاضران می شود. اینها چه لباس هایی است که برخی می پوشند؛ وضع لباس پوشیدن جامعه و مردم باید اصلاح شود ... 

به عقیده من جوانان قلب های پاکی دارند و در این زمینه بیگناه هستند، منتهی این فرهنگ به آنها تحمیل شده است، بسیاری از این لباس ها از خارج می آید و تولیدکنندگان داخلی نیز از آن تقلید می کنند، آنها تهاجم کرده اند و متأسفانه ما هم پذیرفته ایم .

makarem.ir/news/?typeinfo=4&lid=0&mid=324657&catid=0&start=1&PageIndex=0

منبع : سایت آیت اله مکارم شیرازی

  • مهدی جعفری زاده

قسمت بیست و دوم : خدا خیر بده حافظ رو

یادمه چند وقت پیش تلویزیون داشت یک عالم بزرگواری رو نشون می داد که سخنرانی می کرد . این عالم شاید حدود نیم ساعت سخنرانی کرد (در مورد دسته بندی آدمها در شکرگزاری از خدا ) . خلاصه بعد از نیم ساعت سخنرانی خودش گفت : خدا خیر بده حافظ رو که تمام این حرفهایی که من تو این نیم ساعت زدم رو توی یک بیت شعر گفته . بعد اون بیت شعر رو خوند و واقعا هم همونطور که گفت توی اون یک بیت شعر حافظ ، تمام نیم ساعت سخنرانی اون عالم بود . حالا میشه این جوری هم تفسیرش کرد که اون عالم بزرگوار به نوعی اون بیت حافظ رو تفسیر کرده بود اما مطلب اینه که وقتی یک بیت شعر حافظ ، میتونه دارای کلی مفهوم و موثر برای کمال انسان باشه پس هر آیه قرآن واقعا اگر روش تفکر بشه می تونه زندگی آدم رو متحول کنه . (هرچند می گن حافظ رو برای این حافظ می گن که حافظ قرآن بوده و شعرهاش هم برگرفته از قرآن هست)

  • مهدی جعفری زاده

حساب

۱۶
مرداد

در حرام عقاب و در حلال حساب است .

اینکه در حرام عقاب است که مشخص است اما در حلال حساب است یعنی چه ؟ در قیامت بعضی ها بر صراط توقف دارند و این توقف برای تطهیر است . البته مومنین خالص و کفار خالص بدون توقف به بهشت و جهنم می روند و بقیه برای حساب و تطهیر توقف می کنند . اما اگر کسی در دنیا از خودش حساب بکشد و جبران کند ، حساب و جبران و سختی کشیدن در دنیا بسیار راحت تر از توقف بر صراط و حساب در آن دنیاست .

حساب مومنین خالص این است که بی حساب به بهشت می روند . خدا از کسی دوبار حساب نمی کشد پس " حاسبوا قبل ان تحاسبوا " . خودمان در این دنیا از خود حساب بکشیم تا در آن دنیا به حسابمان نرسند .

البته از چیزهای لازم در شان انسان و ضروریات زندگی حساب نمی کشند ، حساب و توقف برای زوائد و تجملات زندگی است . یعنی بدبختی این است که در دنیا برای جمع آوری پول برای خرید تجملات و برای انتخاب آنها و بعد هم برای نگهداری از آنها و خیلی مسائل مرتبط با تجملات ، باید سختی ها را تحمل کنیم و تازه فکر می کنیم این چیزها باعث آرامش و راحتی ما خواهند شد ، در حالی که هم در دنیا باعث رنج و زحمت است و هم باعث توقف بر صراط و رنج در آخرت است .

  • مهدی جعفری زاده

قسمت بیست و یکم : مالک یا نگهبان

توی سفر کربلا یه روحانی حرف جالبی زد . گفت : توی دنیا مالک هستید یا نگهبان ؟ منظور ایشون این بود که اگه توی دنیا از اون مال و ثروتی که خدا بهمون داده ، در راه صحیح استفاده نکردیم و آدم بخشنده ای نبودیم و همش پول روی پول جمع کردیم ، نهایتا تمام این مال و منال رو به عنوان ارث برای فرزندانمون می ذاریم پس توی دنیا نگهبان بودیم و فقط پولهایی رو نگهبانی کردیم و بعد هم به ورثه تحویل دادیم و هیچ سود و منفعتی از اون نبردیم و هیچ توشه ای برای آخرتمون نبردیم . اما اگه از مال و اموالمون در راه خیر استفاده کنیم و به فقرا و مساکین بخشش کنیم دقیقا مالک اون پولها شدیم یعنی هر پولی رو که به مستحقی ببخشیم مالک اون پول می شیم نه اون پولی رو که برای خودمون (ورثه) نگه داریم . چون در حقیقت پولی رو که می بخشیم برای اون دنیا برای خودمون قصرهای بهشتی می خریم پس سعی کنیم بجای اینکه توی دنیا نگهبان مال برای دیگران باشیم با بخشش مال و اموال ، مالک حقیقی در آخرت باشیم .


  • مهدی جعفری زاده


انسان موجودی اجتماعی است و نیازمند ارتباطات . شاید آنقدر این ارتباط و تعامل برای انسانها لازم است که اگر کسی چندماه با دیگران ارتباط نداشته باشد ، زندگی برایش غیرممکن می شود . از همین رو اسلام هم بر داشتن تعامل و ارتباط با دیگران تاکید دارد . آنجا که انجام عبادات را به صورت دسته جمعی پسندیده تر می داند و یا بر صله رحم و خوش خلقی و مشورت در امور با دیگران تاکید دارد . اما نکته جالب این جاست که فکر می کنم کافیست عذاب جهنم  ، قطع ارتباط با دیگران باشد . یعنی با هیچ کس ارتباط نداشته باشیم . خود همین موضوع می تواند انسان را دیوانه کند و عذاب دهد . واقعا فرض کنید مدتهای طولانی هیچ کس نباشد که با او در ارتباط باشید ، شاید حرف زدن هم یادتان برود . نتیجه گیری اینکه کافیست عذاب جهنم فقط قطع ارتباط با دیگران و تنهایی باشد ، که این موضوع انسان به مرز جنون می رساند ، چه رسد به آن همه عذاب که در قرآن و روایات برای جهنم ذکر شده که اصلا تصورش در ذهن ما نمی گنجد . پس بکوشیم تا با در پیش گرفتن تقوا خودمان را از این عذاب دور کنیم .

  • مهدی جعفری زاده

تو برنامه تلویزیونی توی سه بخش جدا سه میهمان داشتند . میهمان اولشون مربی تیم والیبال و رئیس فدراسیون بود . میهمان دوم خانواده جانباز ۱۰۰ درصد سیّد نورخدا موسوی بود که در عملیات مرزبانی علیه گروهک ریگی از ناحیه سر تیر خورده بود و مدت پنج ساله که توی کما (زندگی نباتی) به سر می بره و هیچ حس و عکس العملی نداره . میهمان سومشون هم بازیگر فیلم طنز هفت سنگ بود بهمراه ماهور بازیگر خردسال این مجموعه . نکته اینجا بود که مجری و بقیه عوامل برنامه بعد از تمام شدن گفتگو با مهمانان هر بخش براشون دست می زدند و اونها رو تشویق می کردند اما نوع دست زدن متفاوت بود . برای بازیگرای سریال دست زدند چون باعث شدند مردم با دیدن این سریال سرگرم بشن . برای مربی و تیم والیبال دست زدند چون باعث شدند احساس غرور بکنیم و تیم والیبال ما جزو چهار تیم برتر دنیا بشه اما وقتی برای خانواده جانباز سید موسوی می خواستند دست بزنند خیلی با احترام بلند شدند و از ته دل و به عنوان یک وظیفه و ادای دین دست زدند . می خوام بگم دست زدن برای دو بخش این برنامه دقیقا تحت تاثیر وجود افرادی مثل سید موسوی بود چون اگه افرادی مثل ایشون نبودند تا از مرزهای ما دفاع کنند چه بسا ما امنیت و آرامشی نداشتیم که بشینیم سریال طنز نگاه کنیم یا اینقدر با آرامش و برنامه ریزی کار کنیم تا تیم والیبال مون موفقیت کسب کنه. یادمون نره اگه آرامش داریم ، اگه امنیت داریم بخاطر اینه که بعضیا از جان خودشون گذشتن . بخاطر اینه که خانواده هایی مثل خانواده سیدموسوی از آرامش خودشون گذشتن . دختر سید موسوی تو برنامه می گفت پدرم اوقاتی می شه که تشنج می گیره و با وجود اینکه اون لحظه ها خیلی به ما سخت می گذره اما باز خوشحالیم چون لا اقل با این تشنج ، سکوت در کما بودنش می شکنه و یادمون میاد که پدرمون هنوز نفس می کشه . به خدا مدیون این خانواده ها هستیم اگه یک لحظه از دفاع از این نظام مقدس و این انقلاب و ارزشهای دینی دست برداریم .

سید موسوی


سید موسوی 2


سید موسوی3

  • مهدی جعفری زاده

بزرگترین دشمن هر انسانی خودشه . دشمن اصلی هوی و هوس ٬ غرور ٬ نداشتن اراده قوی ٬ ضعف ایمان ٬ عدم حس مسئولیت و تمام رذیل اخلاقی هست که از خود انسان سرچشمه می گیره . حتی دشمن ظاهری هم وقتی ما بتونیم به خودمون مسلط باشیم و لگام نفسمون رو در اختیار داشته باشیم ٬ از ما شکست خواهد خورد چون دیگه نه ترس می تونه بر ما غلبه کنه و نه ارادمون اونقدر ضعیفه که در مقابلش تسلیم بشیم .

  • مهدی جعفری زاده

برگ تایید

۰۵
مرداد

عید فطر

(( عیدفطر ، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد - عیدسعید فطر، عید آسودگی از آتش غفلت و رهیدگی از زنجیر نفس بر میهمانان حضرت حق مبارک باد - همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه)) شاید برای شما هم از این پیامک ها زیاد میاد که همه شون نشون دهنده اینه که داریم وارد یک روز جدید می شیم . آره ، بعد یک ماه روزه داری و اطاعت از فرمان خدا ،‌ می خوایم نتیجه و پاداش روزه هامون رو بگیریم . عید فطر آمد و خدا حالا فرمان می ده که مومنین از هر آنچه بر شما حلال بود و برای من خدا در ماه رمضان ازش چشم پوشی کردین ،‌ از امروز می تونید استفاده کنید . امروز برای شما عیده . امروز شما مورد مغفرت قرار گرفتید .

و وارد ماه شوال می شویم و این شعری هست که همه ما آن را شنیده و حفظ هستیم

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت      

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

برای کسی که از زیادی و فراخی نعمات و رحمت و مغفرت خدا در ماه رمضان بهره برده باشد و از روزه و نماز و دعا و عبادت سحر و بهره بردن از قرآن تا حد اعلی استفاده برده باشد ، آمدن عید فطر برگ تایید و پاداش محسوب می شود و با رویت ماه شوال و خواندن نماز عید و احساس رضایت خدا ، شادی سراسر وجودش را فرا می گیرد اما آن کسی که جز تحمل تشنگی و گرسنگی چیزی نصیبش نشده است افسوس باقی ست  که ماه خدا به اتمام رسید و او هنوز در خواب غفلت بود و نه سحر را درک کرد و نه از قرآن بهره برد .

اما برای عید فطر اعمالی ذکر شده که از جمله آنها می توان به غسل روز عید ،‌ پوشیدن جامه نو ، نماز عید ،‌اطعام ، صله رحم و ... اشاره کرد .

  • مهدی جعفری زاده

قسمت بیستم : بالاخره کربلا

بعد یک عمری که توی عزاداری ها و بعد از روضه ها دعا می کردیم ان شاء اله خدا کربلا رو قسمت ما بکنه ، بالاخره زائر حرم آقا و زائر حرم ابوالفضل العباس شدیم . بالاخره راهی کربلا شدیم . کربلایی که هر موقع اسمش رو می شندیم ، اشکمون جاری می شد . دلمون پر می زد برای یک بار دیدنش . حالا داریم می ریم کربلا . همون جایی که از بچگی هر موقع یک کار خوبی می کردیم به عنوان تشویق و دعا به ما می گفتن : ان شاء اله بری کربلا . به اون مداحی ها و نواهایی فکر می کنم که مضمون شون این بود که نکنه بمیرم و کربلا رو نبینم . به اون حرفهای مداح فکر می کنم که تو مراسم عزا می گفت : (( آقا حسرت کربلات رو به دل ما نگذاری)) . حالا خدا رو خیلی خیلی شکر می کنم که یکی از بزرگترین دعاهام رو مستجاب کرد و دارم می رم کربلا . آخ کربلا . چه اسم جانسوزی . نمی دونید وقتی از دوستام خداحافظی می کردم و گفتم می خوام برم کربلا چه حالی داشتن . انگار همه بزرگترین آرزوشون رفتن به کربلاست که وقتی می گفتم می خوام برم کربلا ، یه آه از ته دل می کشیدن و می گفتن خوش به حالت . مثل اینکه زائر کربلا پیش خدا خیلی آبرو داره که همه به من می گفتن حتما حتما ما رو دعا کن . مثل اینکه زمین کربلا به آسمون خدا نزدیکتره و خدا به آبروی شهدای کربلا ، دعاهای زائرای کربلا رو بیشتر اجابت می کنه که همه التماس دعا می گن .

هر چی که هست ، هر چی که بود ، بالاخره ما که راهی شدیم . بالاخره داریم می ریم به اون خیابون بهشتی (بین الحرمین) ، بالاخره داریم می ریم پابوس احیاء کننده دین نبی ، بالاخره داریم می ریم حرم عباس و بالاخره کربلا .

  • مهدی جعفری زاده

جنایت

۰۳
مرداد

جنایات اسرائیل و اهمیت حمایت از فلسطین

 شاید بارها و بارها از طریق تلویزیون یا سایتها دیده باشید کودکی که صورتش می سوزد یا نوجوانی که به ضرب گلوله از پای درآمده است و به خودش می پیچد یا دختر بچه 5 ساله ای که برادر 2 ساله اش را که زخمی شده بغل گرفته و نوازش می کند و البته شهادت محمدالدره نوجوان را در مقابل چشمان پدرش ،‌ شاید تمام اینها یک معنی را در ذهنها بیاد می آورد و آن جنایت است . تمام این صحنه ها و هزاران صحنه دیگر که از دید دوربینها مخفی می ماند جنایات غاصبان و ستمگرانی ست که متجاوزانه قصد از بین بردن نه تنها یک ملت مسلمان بلکه در دراز مدت قصد نابودی ملل مسلمان و ریشه اسلام را دارند . و این هشداری ست در مورد یک خطر . خطری به نام اسرائیل 

جنایت

متن کامل مقاله در ادامه مطلب

  • مهدی جعفری زاده

قسمت نوزدهم : مرحبا به غیرتت


موضوع از این قراره که من و دوستم توی جاده داشتیم با ماشین می رفتیم که دیدیم یه فردی داره یه خانم رو به زور می کشه توی ماشینش . با دیدن این صحنه نگه داشتیم و خانمه گفت که این آقا اون رو توی شهر به عنوان تاکسی سوار کرده و حالا به زور موبایلش رو ازش گرفته و گفته باید با هم هرجا می گم بیای . می خواستیم به پلیس زنگ بزنیم اما هم خانمه گفت شوهرش اگه بفهمه براش سوء تفاهم بوجود میاد و هم اینکه چون از شهر دور بودیم ممکن بود رسیدن پلیس خیلی طول بکشه . موبایل رو از اون فرد گرفتیم و دادیم به خانم و گفتیم یه ماشین می گیریم و خانمه به شهر بره . چشمتون روز بد نبینه دیدیم یه ماشین نگه داشت و دو تا از دوستای همون فرد بودند و با زنجیز پیاده شد و حمله کرد به ما . منم هرچی ماشین رد می شد رو نگه داشتم تا یه وقتی دعوا در نگیره و مردم جلوشون رو بگیرن . تو همون گیر و دار خانمه از ترس این افراد با یه ماشین سوار شد و رفت . در همون لحظه ماشین راهنمایی و رانندگی اومد و من نگهش داشتم و موضوع رو گفتم و پلیس هم مدارک اون بنده خدا رو گرفت و گفت بیاین کلانتری . آقا تا ما برسیم کلانتری اون فرد و دوستاش شکایت تنظیم کرده بودند که چی ؟ که بنزین تموم کرده بودیم و کنار جاده بودیم که این آقا (من) و دوستش ما رو زدند (البته تو درگیری اونا یه کوچولو از ما کتک خوردند) . ما هم که رسیدیم کلانتری شدیم مقصر که چرا اینا رو که بنزین تموم کردند زدیم و اصلا انگار نه انگار خانمی این وسط وجود داشته و اونا بهش قصد تعرض داشتند . منم گفتم اگه اینا بنزین تموم کردند و کنار جاده بودند و بعد هم ما اونا رو زدیم و بعد هم یه راست اومدند کلانتری پس اینا که ماشینشون بنزین نداشت چطوری تا کلانتری اومدند و هنوزم ماشینشون بنزین داره . با این حرف دروغ اونا رو شد ضمن اینکه پلیس راه آخر ماجرا رو شاهد بود . نمی خوام سرتون رو درد بیارم فقط همین رو بگم که این وسط چه مامور کلانتری ، چه پلیس راه ، چه مردم و هرکی در جریان موضوع قرار گرفت همه گفتن به شما چه ربطی داشت . شما هم راهتون رو می گرفتین و می رفتین و برا خودتون دردسر درست نمی کردین . نمی دونم این چه جور طرز فکریه و این چه جور مسلمونیه که میگن فقط به فکر خودتون باشین و به مشکلات بقیه فکر نکنین . حسرت این به دلم موند که یکی برای این ماجرا به ما بگه مرحبا به غیرتتون !!
  • مهدی جعفری زاده

ابزار وبلاگ