قرآن و عترت

دریچه مسلمانی = مفاهیم و معارف اسلامی ، اتصال به قرآن و اهل بیت

قرآن و عترت

دریچه مسلمانی = مفاهیم و معارف اسلامی ، اتصال به قرآن و اهل بیت

کد آهنگ

قرآن و عترت

من مسلمانم و عاشق امام زمان هستم و این وبلاگ رو بعنوان یک اقـدام در جهت انتظار عملی امام زمان (عج) طراحی کردم و سعی می کنم به اندازه توان خودم تلاش کنم . اینم بگم که دعای کمیل رو خیلی دوست دارم . سعی می کنم تا بتونم دنبال تفسیر قرآن و جلسات تفسیر باشم .
سه خصوصیت دارم .
اول : حاضر نیستم به خاطر آبادی دنیای خودم ، دنیای دیگران رو خراب کنم .
دوم : حاضر نیستم آخرت خودم را بخاطر دنیای دیگران خراب کنم.
سوم : حاضرم به خاطر آباد کردن آخرت دیگران حتی دنیای خودم خراب بشه .

ضمنا اکثر مطالب وبلاگ ، تماما نوشته خودمه . می دونم سلیقه ها متفاوته اما امیدوارم مطالب نوشته شده جوری باشه که تفسیر درستی از مفاهیم دینی انجام داده باشم هر مطلب هم که از جای دیگه ای هست منبعش نوشته شده .

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
ذكر ايام هفته
ذکر روزهای هفته
ايام هفته
تاریخ روز
اوقات شرعي
اوقات شرعی
دعاي فرج
دعای فرج
همراه با قرآن
آیه قرآن تصادفی
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
تدبر در قرآن
آیه قرآن
وصيتنامه شهدا
وصیت شهدا
ساعت
ساعت فلش مذهبی

وصف کردنت را هم از تو یاد گرفتم

جمعه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۶:۰۹ ب.ظ

 وصف کردنت  را هم از تو فراگرفتم  ... معلم

تو همانی که وقتی سکان سخن گفتن را به دست می گرفتی فقط دوست داشتم گوش کنم . آنقدر زیبا و دلنشین سخن می گفتی که هرگز از نگاه کردن به تو و توجه به حرفهایت سیر نمی شدم . می گفتن شغل انبیاء را داری . این را نمی دانم . فقط می دانم تمام همت و تلاشت سعادت بچه هایی بود که برای تعلیم و تربیت به دست تو سپرده بودند . آنقدر کار خود را مقدس می دانستی و تلاش می کردی  ،  که بوسه بر دستانت را بمانند بوسه بر دستان پدر جایز دانسته اند . آری بوسه زدن فقط بر دست دو تن جایز است . یکی بر دستان کسی که تو را بدنیا آورده یعنی پدر و مادر و دیگری بر دستان کسی که تو را علم آموخته یعنی  استاد و معلم . آری تو بمانند پدرم بودی . با وجود پدرم ، من به دنیا آمدم اما این بواسطه وجود تو بود که چشمانم به دنیا باز شد یعنی این تو بودی که دنیا را و هر آنچه در دنیا بود به من آموختی . حساب دودوتا چهار تا هم که بکنیم تقریبا همه چیز را تو به من یاد دادی حتی چیزهای ساده مثل نوشتن آب بابا را . اصلا همین حساب کردن را هم تو به من آموختی . چه بگویم در وصفت که حتی همین نوشتن در وصفت را هم از تو فرا گرفتم . آن روزها وقتی بچه بودیم و سر کلاس می آمدیم شاید از تکالیف گفتن و گاهی اوقات از عصبانی شدن و اینکه ما را تنبیه می کردی ، خسته می شدیم و دوست داشتیم زودتر بزرگ شویم ، اما حالا که بزرگ شدیم ، دلمان آنقدر هوای کلاس و درس و مدرسه و از همه مهمتر روح مدرسه را که تو بودی ، کرده که ... . البته آنقدر باوفا و باصفایی که هنوز هم وقتی شاگردان قدیمی پیشت می آیند ، آنها را می شناسی . هنوز وقتی شاگردی از شاگردان قدیمی ات که الآن برای خود مردی شده است از اوضاع و احوال نابسامان زندگی اش می گوید  ، می شود ناراحتی و نگرانی را در چشمانت دید . یا وقتی شاگردی از وضع خوب کسب و کار و خانواده اش می گوید ، آنقدر خوشحال می شوی که هیجان و شادی ات را نمی توانی پنهان کنی . راستی مگر قلب تو چقدر بزرگ است که سالهاست دغدغه ها و مشکلات شاگردان فراوانی را گوش می دهی و پای درددل آنها می نشینی و باز هم برای شاگردان قدیمی هم وقت داری . آخر مگر تو خسته نمی شوی ؟ حالا می دانم وقتی می گویند شغل انبیاء یعنی چه . یعنی تو تعلیم و تربیت می کنی . یعنی تو غصه همه را می خوری . یعنی تو به فکر سعادت همه هستی ... یعنی تو خسته نمی شوی ...

با تمام وجود  دوستت دارم معلم خوبم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

ابزار وبلاگ